وبلاگ شخصی بهروز صمدی

نکات مدیریتی دو موقعیت ورزشی و سازمانی

بهروز صمدی | يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۰۶ ب.ظ | ۰ نظر

اکثر هموطنان به اتفاق اذعان دارند که فوتبال ایران دیشب فوق العاده بود و همه این اتفاقات شیرین را مدیون مردی هستیم که اگر تفکرات حرفه ای او نبود ، بدون تردید تیم ملی ما بیشتر از ده دقیقه نمی توانست مقابل آرژانتینی صف آرایی کند که حمله آتشینش را نام های بزرگی چون لیونل مسی، هیگوآین، آگرو و آنخل دی ماریا تشکیل داده اند.

از همان روزهایی که "کارلوس مانوئل بریتو لئال کی روش" استارت کار را زد هیچ کس فکر نمی کرد که او بتواند با داشته های خود دست به چنین افتخاراتی بزند. افتخاراتی که در آن حالا باخت هم برای ما معنی برد به خود گرفته است!

عملکرد کی روش و تیمش نکات مدیریتی ارزنده ای داشت از جمله:

- چگونه با عدم داشتن منابع مالی کافی در مقایسه با رقبایمان، به چنین سطحی برسیم؟

- چگونه نیروی انسانی خود را به بالاترین بهره وری برسانیم؟

- چگونه افراد را درجای مناسب در تیم بگذاریم و ک  ارمناسب را از آن ها بخواهیم تا تیم بهتری داشته باشیم ؟

- چگونه با وجود مشکلات اقتصادی روحیه کارکنان خود را بالا نگه داریم در حالی که می دانیم طرف مقابل چه دستمزدهایی دریافت می کند ؟

- چگونه از ابزار خلاقیت برای خروج از بحران استفاده کنیم ؟

- و نهایتاً تاثیر نگرش برنده بودن یک مدیر در رشد یک کسب و کار را درک کردیم.

برای چنین مردی که شاید اگر به نیمکت تیمی مثل اسپانیا تکیه می زد به قهرمانی نزدیک بود باید فرش قرمز پهن کنیم.بله مربی خیلی مهم است تا آن جایی که به این نکته می رسیم که مدیران و مربیان بالاترین نقش را در تبدیل هوشمندی افراد به کارکرد موثر و سودمند دارند زیرا تا قبل از سوت آغاز بزرگترین بازی تیم ملی کشورمان در تاریخ جام های جهانی باور کنید خوش بین ترین هوادار تیم ملی هم این موضوع را در ذهن خود پرورش نمی داد که شاگردان کی روش در طول 90 دقیقه می توانند با ارائه یک بازی حساب شده و منطقی، بازیکنانی را زمین گیر کنند که هریک در دنیای مستطیل سبز برای خود برو و بیایی دارند و البته بازیکنان ما هم هوشمندی بالایی داشتند و در سازمان ها نیز ، قطعاً  کارکنان هوشمند ، خواهان مدیران هوشمند هستند و مطالعات هم نشان داده است که کارکنان، کار کردن با مدیری برجسته در شرکتی زنگ زده را ترجیح می دهند به کار کردن با مدیری وحشتناک در سازمانی پیشرو.

بسیار خوب وقت آن است که فرق دو موقعیت ورزشی و سازمانی را به نقد بگذاریم تا ببنیم چرا آدم ها دو رفتار متفاوت دارند، بنابراین من چند مورد را می نویسم و تقاضا دارم آیتم های بعدی را شما کامل کنید و ارسال نمائید تا جمع بندی کنم:

1.در تیم مربی همراه و حامی است تا جائی که مدام در طی بازی تا نزدیک ترین جایی که به او اجازه داده اند پیش می آید و بازیکنانش را راهنمایی می کند.

2.فرصت دیده شدن برای بازیکنان وجود دارد(رسانه ها،تماشاگران و ...).

3.مسئولیت ها روشن و شفاف است و بازیکنان می داند دقیقاً چه وظیفه ای دارند.

4.پاداش ها فوری است (پاداش بازی اول تیم ملی بلافاصله به بازیکنان تعلق گرفت) و تشویق ها به موقع و آن طور نیست که بازیکنی امروز گل بزند ولی تماشاگران سه ماه دیگر تشویقش کنند.

5.عملکرد مثبت بازیکنان چشم انداز آینده آن ها را می سازد(به نحوی که بعد از جام جهانی قطعا تعداد زیادی لژیونر خواهیم داشت و شاهد ارتقای بازیکنان هوشمند و با عملکرد خوب خواهیم بود).

6.فوتبال فقط پول نیست بلکه شهرت نیز برای بازیکنان به همراه خواهد داشت.

7.مربی امکان تشویق و تنبیه دارد در حالی که امکان دارد دست برخی مربیان سازمانی در این زمینه باز نباشد.

8.رقابت و ترس وجود دارد ، زیرا جانشینی وجود دارد(نیمکت ذخیره).

9.کاپیتان تیم،با تجربه ترین،محبوب ترین و وفادارترین فرد تیم است!!

10.فشار بیرونی بر بازیکنان وجود دارد(رسانه ها ، هواداران و....)

11.امکان سقوط در تیم برای همه بازیکنان وجود دارد ولی اکثراً در سازمان ها چنین نیست و چنین خطری توسط اکثر کارمندان احساس نمی شود.

و.....(لطفا ادامه دهید)....

  • بهروز صمدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی