وبلاگ شخصی بهروز صمدی

لایه زدائی

بهروز صمدی | يكشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۲، ۱۲:۱۲ ب.ظ | ۲ نظر

شاید فرا رسیدن عید نوروز بهانه خوبی برای خانه تکانی باشد ولی لایه زدایی در سازمان های ما ، دیگر بهانه نمی خواهد بلکه باید فوراً  اقدام کرد.

وضعیت سازمان ها? ما ، تضاد و تناقضی در ذهن ایجاد می نماید.تضادی بین ساختار و تقدس آن و پر شتاب شدن.

زمان? که در خودروساز? بودم این تضاد آن جا کمتر مشهود بود زیرا خودروسازی اصلاً میلی به شتاب نداشت و اصلاً این صنعت بنا نشده بود تا تحولی داشته باشد و دیوانسالاری حاکم بر خودروسازی هم باید می بود تا بدان شیوه مدیریت افراد بتواند در همان مسیر مانند قبل حرکت نماید و بساط ارتزاق جماعتی به راه باشد تا هم دولت راضی باشد و هم آن جماعت که انصافاً دوستان و همکارانی ارزشمند و دارای شایستگی های فراوان در این صنعت به معنای واقعی حرام شدند و به دلا?ل مختلف اعم از س?اس? بودن مد?ران و ... فرصت استفاده از توانمند? ها?شان را ن?افتند و ?ا آنقدر کم زور بودند که راه به جا?? نبردند.

اوج این تضاد و تناقض را امروز بیش از پیش در شرکت ها? پروژه محور م? توان حس کرد.شرکتی که نتیجه و شتاب برای مدیرعامل آن بسیار مهم است و از طرفی وجود لایه های اضافی و پر تعداد مانعی برای حرکت افراد با سرعت مناسب است.لایه های پر تعدادی که حجم بزرگی از منابع را تلف می کند.

صحبت از تضاد بین ساختار و تقدس آن و شتاب بود.در خصوص ساختار و تقدس آن حرفی نیست ولی اگر ساختار مناسب نباشد چه؟ساختاری که به اشتباه ترسیم شده باشد تقدسش را از دست خواهد داد و یکی از علت های عدم رعایت سلسله مراتب هم همین است.اصلاً علت عدم رعایت سلسله مراتب توسط افراد چه می تواند باشد؟استادی می گفت دور زدن رئیس توسط کارشناس و مراجعه مستقیم به مدیر 3 علت دارد:اول ضعف و بی عرضه بودن رئیس که کارشناس را مجبور می کند موضوع را با یک رده بالاتر از وی مطرح نماید ، دوم مریض بودن مدیر و یا میل مدیر به ساختار شکنی او  و سوم ایراد ساختار .

ساختاردهی مجدد و لایه زدایی قطعاً درد دارد و برای همین است که مدیران علی رغم اینکه سازمان هایشان به شدت نیازمند تغییرات اساسی در ساختارشان هستند به آن تن در نمی دهند ولی باید اگاه بود بدون تن دادن به چنین دردی نمی توان مشکلات اساسی سازمان را حل کرد.

در شرکت های پروژه محور که انتظار بر این است که بعد از اتمام هر مرحله از اتمام پروژه ، تغییرات و ریزش نیرو وجود داشته باشد ساختاردهی مجدد آسان تر از سایر شرکت ها قابل انجام است.

وقتی برای مدیرعامل شرکت ، ارتباط مستقیم با مدیر میانی و یا کارشناسان مهم باشد و آن ها نیز متقابلاً مجوز چنین ارتباطی را داشته باشند ، تضاد و تعارضات بیشتر می شود و علت هم مشخص است ، سازمان لایه های اضافی دارد و آماده برای حرکت پر شتاب نیست بنابراین نظمش به هم می خورد.چه دلیلی دارد تعداد لایه ها آنقدر باشد که رئیس بدون نیرو داشته باشیم و یا رئیسی با دو نیرو داشته باشیم در حالی که طراحی و اجرای برنامه ها توسط کارشناسان انجام می شود و رئیس تنها نقش ارجاع دهنده دارد و چنانچه بخواهد نقش بیشتری ایفا نماید ، اطلاعات و دیدگاه ها در مسیر گذر از این لایه های اضافی و از فردی به فرد دیگر تغییر می یابند و افزایش مراحل تصمیم گیری و تائیدیه های فراوان ، زمان و هزینه را افزایش می دهد و زمینه نارضایتی در لایه پایین و بالای سازمان را فراهم می آورد و احتمالاً اون وسط همه چیز خوب به نظر می رسد.

در کتاب" برد" نوشته جک ولش مشخصاً توصیه شده بود ساختار سازمانی را هر چه مسطح تر طراحی کنید. در ساختارهای پر لایه ، نیروهای عادی و سر به راه ، سخت اسیر دیوان سالاری می شوند و از هر گونه ابتکاری باز می مانند و خیلی شفاف توصیه شده بود ساختار سازمانی شرکت خود را 50 درصد مسطح تر از آن چیزی کنید که معمولاً احساس نیاز می شود.به هر رئیس باید دست کم ده نفر مستقیم گزارش کند و مدیران با تجربه تر توان 30 تا 50 درصد بیش تر از این هم دارند.

فرماندهی کردن و پاییدن زیردستان و ارسال یادداشت به افراد مناسب شرکت های پیشرو نیست و موجب کندی حرکت می گردد ، درست به مثابه واگن کم سرعتی که ما بین واگن های پر سرعت در حال حرکت است.

متاسفانه شرکت ها? خوب و جوان? در ا?ن مملکت وجود دارد که به سرعت دچار این عارضه می شوند و نشانه ها? آن مشهود است مثلاْ در شرکت? که به ازا? هر دو نفر یکی سمت مسئولیت به بالا دارد.

خوب مشخص است اکثر این افراد نقش چندانی ندارند بلکه همانند صافی اطلاعات عمل می کنند و تازه وقتی که لازم است اطلاعات درست را هم ندارند.کاش می شد با برداشتن این لایه ها به میدان بازی بیشتر نزدیک شد دیگر امروز  زمانی است که هر کس اختیار دار است و پاسخگوی اعمال خود و دوره پائیدن و فرماندهی کردن مدت هاست که به پایان رسیده است و ما هم چنان مبهوت عملکرد غرب? ها و سا?ر?ن هست?م و فکر م? کن?م موضوع پ?چ?ده تر از ا?ن حرفاست در حال? که خ?ل? ساده مشکل معلوم است ول? ... .

  • بهروز صمدی

نظرات  (۲)

  • حمزه جمش?د?
  • سلام دوست عز?ز
    فرما?ش شما حداقلا باعث شد کم? در مورد خودم خانه تکان? کنم.
    البته فقط تکانش دادم
    پاسخ:
    پاسخ: حمزه عز?ز سلام
    بهمن هم از ?ک تکان کوچک م? تواند شروع شود و به بهمن تبد?ل شود.در واقع حرف اصل? را شما زد? انشا ا... همه در سال جد?د تکان? به خود بده?م.
    سلام دوست عزیز من
    خبر داری وبت خیلی جالبه
    من که خیلی خوشم اومد
    ازت میخوام به وب منم سر بزنی
    یه سایتی را معرفی کردم که مدیریتش خودمم
    از هر لحاظ بدردت میخوره کافیه چند دقیقه وقتتو بدی به من
    امیدوارم حرفمو زمین نندازی و دو تا پستی که گذاشتمو کامل بخونی
    منتظرتماااا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی