وبلاگ شخصی بهروز صمدی

مسیر شغلی

بهروز صمدی | پنجشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۲، ۰۸:۵۰ ق.ظ | ۱ نظر

کدامیک از ماها می دانستیم که روزی در شغلی که الان هستیم و در این موقعیت خواهیم بود.به یاد دارم اولین تجربه کاری من در تابستانی در یک کارگاه تولید آرم یخچال رقم خورد (16 سالگی) و تابستان سال بعد بازاریاب بیمه بودم .

در حین تحصیل در دانشگاه فرصت کاری نداشتم و بعد از آن و حین گذراندن دوران سربازی ، با گروهی از دوستان هم سن و سال ، تصمیم به راه اندازی کسب و کار آزاد گرفتیم که البته به بار ننشست و نهایتاً در کنار پدر که تازه بازنشسته شده بود و برای تدریس دوره های آموزشی آماده می شد وارد حوزه آموزش شدم و هر جا می رفت با او می رفتم و همین عامل حساسیت من به آموزش شد و حت? موفق به اجرا? چند دوره آموزش? هم شدم.

خدمت سربازی فرصت فعالیت در این عرصه را از من گرفته بود و از طرفی امکان تدریس در دو مدرسه شبانه بزرگسالان فراهم شد بنابراین روزها تا عصر سربازی ام را انجام می دادم و عصر ها تا شب درس می دادم.ماه آخر سربازی که موضوع ازدواجم جدی شده بود بیشتر در جستجوی کار اداری بودم تا نهایتاً شرکت زامیاد مرا پذیرفت.

طبق قرارداد آن شرکت سه ماهی کارمند کنترل تولید شدم.آنجایی که تا به حال فکرش را نمی کردم.وسط خط تولید کامیون.چون به واسطه پدرم که سال ها از مدیران صنعت بود ، بارها به خطوط تولید سر زده بودم و همیشه فکر می کردم اگر روزی در کارخانه ای کار کنم قطعاً پشت میز و در اداره خواهد بود.

من از بودن در خط تولید لذت بردم در حالی که خیلی از جوان های هم ردیف من قطعاً خود را در چنین موقعیتی قرار نخواهند داد.دانشگاه واقعی من آن جا بود و رنج ناشی از هدف عامل اصلی این تصمیمات بود.

در خط تولید زامیاد ، دنبال فرصت بودم تا خودم را به آموزش برسانم بنابراین در اولین فرصت که آموزش شرکت فراخوان نیاز به رابطان آموزشی را اعلام کرد با سرعت اعلام همکاری کردم و آن جا بود که فرصت یافتم نظراتم را در خصوص مسائل مرتبط مثل روش نیازسنجی و ... که در طول سال های قبل از پدرم یادگرفته بودم ارائه کنم.با رئیس آموزش صحبت کردم و ایشان مرا به آن اداره آورد.حقیقتاً از منصور دهقان نجم آبادی مطالب زیادی یادگرفتم.ایشان با اینکه بداخلاق بود ولی میدان عمل می داد و اگر وضعیت خودروسازی به خاطر تحریم بد نمی شد شاید تا الان هم در آموزش آن شرکت بودم.به هر تقدیر اکنون هم در آموزش یکی از شرکت های حوزه نفت و گاز مشغولم.

امروز در شغلم ارتباط خوب با افراد را مدیون آن دوره بازاریاب بودنم هستم.تحمل سختی های کار را مدیون کار در خط تولید و اندوخته هایم را مدیون پدرم و همکارانم در آموزش زامیاد هستم.

نکته مهم این است : نمی توان دانست که یک شغل معین انسان را به کجا خواهد کشاند و وقتی به فردی برخورد می کنم که سال های سال است وفادارانه به یک شغل چسبیده است حالم بد می شود.

سوال این است.پس چگونه باید شغلی مناسب پیدا کرد؟ نخستین پاسخ آسان است. باید همان فرایند چسبنده،زمان بر و تکراری بالا و پایین رفتن ها اجرا شود تا کشف شود که چه بخش هایی از کار را دوست دارید و چه بخش هایی را دوست ندارید.در چه کاری خوب هستید و در چه کاری بد.رفته رفته شغلی دست و پا خواهید کرد که دوست خواهید داشت و یک روز متوجه می شوید که به! شغل دلخواهم همین است تا جایی که برای انجام درست آن شغل سختی های زیادی را تحمل کنید و تنها زمانی حاضر به تعویض این شغل راضی می شوید که شرایط بهتری برایتان فراهم گردد.

  • بهروز صمدی

نظرات  (۱)

سلام آپ ب?ا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی