وبلاگ شخصی بهروز صمدی

روش پخت مربا

بهروز صمدی | دوشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۱۰ ب.ظ | ۴ نظر

فرصت خوبیه تا آموخته هایم از استاد عزیزم جناب آقای علیپور را انتقال دهم.این استاد دوست داشتنی مرحمت نموده و روش درست کردن مربا را به من یاد دادند که به حق در زندگی من تاثیر بسزائی خواهد داشت!

بحث از اینجا شروع شد که موضوع مهارت انسان ها بود و ابتدا ایشان به نقش آموزش های مرسوم در افزایش معارف انسان ها  اشاره می نمود و با در نظر داشتن تفاوت معارف با مهارت فرمود که برای ایجاد مهارت در انسان ها معلم و استاد کاره ای نیست  و اینجا مقام کسی که مهارت منتقل می کند معلم نیست بلکه کسی که مهارت ایجاد می کند مربی هست که کار بسیار بسیار سنگینی است. مربی آدمیه که با کمال صبوری میشینه کنار مربا و این رو آروم آروم می پزه.

مربا چیست؟یعنی تربیت شونده.اسم مفعول رب است به معنی تربیت.مربی اسم فاعل است یعنی تربیت کننده.ما به میوه تربیت شده میگیم مربا در صورتی که آدم تربیت شده هم مربا است.

مربا پختن کار هر کسی نیست.اولاً شما باید گزینش درست بکنید.از هر چیزی که نمیشه مربا پخت.میوه را باید گزینش کنید ببینید وجودش بالقوه تمایل به مربا شدن دارد یا خیر.بعد باید وجودش را قشنگ تحلیل کنید چون میوه یک چیز در بسته است و وسطش چیزهائی است که باید خارج کنید چون همین جوری قابل مربا شدن نیست بعد باید بریزی تو ظرف.ظرف خیلی مهمه.چه ظرفی؟

تو هر ظرفی نمیشه مربا پخت.شفافیت مربا به فضای پختش مربوطه.مربا را نمیشه در هر ظرفی پخت.دیگش باید مسی باشه تا شفافیت را تضمین کنه اگه چیز دیگه ای باشه کدر میشه.رابطه مربی و مربا باید خیلی شفاف باشه.فضای سازمانی باید مناسب باشد.در فضای مکدر که نمیشه آدم پرورش داد.

بعد این مربا را باید بذاری روی شعله!اصلاً آدمی که زیر پاش آتش روشن نباشه تربیت نمیشه و میوه هم مربا نمیشه.آدم باید میدان داشته باشد تا در میدان واقعی کش بیاد.برای همین هم میگن شغل باید کشدار باشه.عرق آدم دربیاد.اساساً در غیر فشار، آدم تربیت نمیشه.شنگولی به درد نمیخوره.آدم داریم تازه استخدام میشه روزی یکساعت کار میکنه.شنگوله. نه فشاری نه مشکلی.مربی اصلاً تو فکر نیست که باید این رو تو آتیش بذاره تا جوش بیاد.

بعد که زیرش آتش بذاری یک اتفاق میفته.حالا وقتی آدمه تو میدون واقعی قرار میگیره اتفاقی میفته.مربا وقتی داغ بشه کف میکنه.آدم وقتی زیر پاش روشنه کف میکنه.کف خیلی مهمه.اصلاً آدم تا کف نکنه تربیت نمیشه.چون کفه که تضمین میکنه این ناخالصی ها از عمق زوایای پنهانی آدم بیاد بالا.

بعد کف گیر مهمه.کف گیر یعنی ارزیابی عملکرد که کفشو بگیره و این آروم آروم میرسه به مرحله ای از خلوص که لیاقت پیدا میکنه و باید به آن شهد اضافه کنید.

آدم ها دوبار کف میکنن.یکبار قبل از شهد یکبار بعد از شهد.شهد اضافه میکنید و این شهد میریه دیگه آخر ناخالصی را از ته مربا میاره بالا.دیدید به کارمند ترفیع می دید، پاداش میدید بعد از یه مدت بی جنبه بازی در میاره،رئیس بازی در میاره.به فکر عوض کردن سازمان میفته.این که خیلی ها ورشکست شدن ماله کف دومه.حواس مربی باید به کف دوم هم باشه.

کف دوم را میگیرید و می ایستید تا قوام بیاد.یعنی تبدیل بشه به عادات رفتاری.تمام این ترکیب ها در وجودش نهادینه میشه و میشه مهارت.پس ایجاد مهارت وظیفه مدیرانه و مدیریت بسیار کار سختیه.

درود بر شما.

 

  • بهروز صمدی

نظرات  (۴)

خ?ل? جالب نوشت? آقا بهروز
تشب?ه قشنگ و به جا??ه
درود بهروز جان مطلب? ز?با، مف?د? و برگزفته از تمث?ل ها? جالب? بود.
در راه پخت مربا موفق باش?د.
واقعا عالی بود.
سلام آقا بهروز
روزتون بخیر
نمیخواهی آپ کنی؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی